|
![]() |
|
#41
|
||||
|
||||
|
نقل قول:
دوست گرامی، من تقریبا بیش نیم از زندگیم در چنین گفتگوهایی شرکت کردهام و دو چیز را برای خودم فهمیدهام. ۱ با هر کسی نباید در چنین روابطی صحبت کرد چرا که به بحث فرسوده کننده کشیده میشود و به نظر من سازنده نیست. پایه و اساس چنین گفتگوهایی باید دوستی و اعتماد به خلوص نیت دیگری باشد یعنی بعد از چنین صحبتهایی تازه حال میدهد یک دیگر را به چای دعوت کنند. ۲ به هیچ کسی اقتدا نمیکنم و فقط آنچه در لحظه به ذهن و دلم خطور میکند میگویم. من نظر شخصی خودم را میگویم و اغلب با نظر دیگران مغایرت دارد. بله اگر دست من بود همه را به حال خودشان رها میکردم و در مدرسه و دانشگاه را هم میبستم. با وجود اینکه خودم در حال ادامه تحصیل هستم چرا که در چنین اماکنی آن چیزی که به افراد با پا فشاری آموخته میشود این است که بیاموزند تکرار کنند. همه در حال تکرار هستیم. یک نفر فکر کرده است و یا فکر میکند و دیگران فکر او را تکرار میکنند. تا به حال هیچ کسی را بدون الگو به حال خودش رها نکرده اند که بفهمیم که اینچنین بد است. هر وقت چنین شد و نتیجه آن مطلوب نبود من هم نظر خودم را تغییر خواهم داد. اما تا آن زمان چنین فکر میکنم که ما آنقدر اسیر الگوها هستیم که شناخت ماهیت خودمان هم به دشواری ممکن است. شما از پیامبران سخن میگوید دوباره توضیح میدهم من به دلیل اینکه با آنها شخصاً آشنا نشدهام و از نقل قولهای ضدّ و نقیض و کلّ تاریخ مبهم جهانی که به آن کوچکترین اعتمادی ندارم, سعی در این دارم که نظری ندهم به جز اینکه; بله شاید, اما شاید هم که نه! به این دلیل روزهٔ شک دار نمیگیرم. ( در ضمن تاریخ را کسانی نوشته اند که در جنگها قالب شده اند یا شما هنوز فکر میکنید که سرخ پوستان یک ملت وحشی بودند و باید توسط مسیحیان به راه راست هدایت میشدند؟) انسانهای که من میشناسم از صبح تا شب زن و مرد کار میکنند و زحمت میکشند که زندگیشان را جم و جور کنند. من فقط در مورد اطراف خودم میتوانم صحبت کنم و چنین چیزی به نام شهوت و پول و مقام پرستی و غیره در پیرامون خود نمیبینم. شاید در مکانهایی که اختناق بیش از حد باشد چنین باشد. و یا در هالیوود که بنده هنوز پایم به آنجا نرسیده است و افسوسی هم نمیخورم. |
|
#42
|
||||
|
||||
|
خانم صوفی گرامی
امیدوارم که این ۲ شب را خوب استراحت کرده باشید و خواب های رنگی با کیفیت Hd دیده باشید. بنده هیچ گاه با خشم صحبت نکرده ام (حد اقل با شما ). عده ای در این سایت هستند که مظهر بی ادبی هستند و ناگهان صحبت از خوبی و ... میکنند که باید با این افراد سود جو مثل خودشان برخورد کرد . اگر به اولین پست (سوال ۱ ) دقت میکردید ، نوشته شده صحبت ما اینجا با افراد بی دین خدا پرست است و افرادی که خدا را هم قبول ندارند میتوانند اثبات وجود خدا را بخوانند و آنجا در این مورد اگر خواستند میتوانند صحبت کنند که اصلا خدا هست یا نه . ولی بعدا خودتان گفتید که خدا را هم نمیپراستید . خوب من باید بگویم !!!؟؟؟؟ و اما گفتید که ۲ نفر همدیگر را نمیفهمند تا زمانی که بخواهند . خوب این کاملا درست است . بنده هم در اینجا فقط از عقل استفاده کردم . چیزی که شما و سایر هم کیشانتان از آن زیاد یاد میکنید ولی خود شما متوسل به عباراتی نظیر همینجوری ، دلش خواسته و ... شدید. بدیهی است که من چنین چیز هایی را قبول نمیکنم. فکر نمیکنم شما یا من این انتظار را داشته باشیم که اینجا برای هم نوشابه باز کنیم و از عقاید هم تمجید کنیم. حد اقل من برای این منظور اینجا نیستم. بنده با شما مجادله نکردم . مباحثه کردم. در مباحثه هم اختلاف پیش می آید . شما هم اگر جواب ها را از ابتدا بخوانید ، میبینید که من گاهی با شما هم عقیده بوده ام و گاهی مخالف . پس قصد جنگی در کار نبوده . و اما من به حرف های شما بیشتر فکر کردم و ۲ نکته را در مورد حرف های شما اضافه میکنم : ۱- شما گفتید که انسان باید خوب باشد، راست بگوید و ... چون اگر نکند به جامعه آسیب وارد میشود که البته بنده هم گفتم این در مقیاس بزرگ اتفاق میافتد و نه گفت و گو های روز مره . به عبارت بهتر شما دلیل خود سازی را پیشرفت جامعه میدانید . چون وقتی جامعه ای که انسان در آن زندگی میکند ارتقا پیدا کند ، سطح زندگی فردی اش هم بالا تر میرود . درسته ؟ اما من می خواهم به یک نکته اشاره کنم . اگر قصد از خود سازی صرفا پیشرفت جامعه است ، خوب چرا ما بیاییم این همه وقت و هزینه برای خود سازی صرف کنیم . سوپر نوا جان، محبت کنید و نام من را زفی بنویسید چرا که صوفی معنی دیگری دارد و اشتباهی مفهوم میشود. من اصلا به دنبال این نیستم که شما من را تأیید کنید و من شما را. اگر چنین بود به اینجا نمی آمدم چرا که شما در اینجا از بی دینها خواستید که به اینجا بی آیند و من هم بی دین هستم و به آنچه که خدا تعریفش میکنند کافر. اما از اینکه بگذریم که فکر میکنم که اعتقاد شما صادقانه است و اینکه توجه کردهام که دوستان مذهبی به تاپیکهای شما میآیند و برای یکدیگر نوشابه هم باز میکنید که اشکالی هم ندارد اما من هم آمدم که اینجا عقیدهٔ متفاوت هم باشد. من هم از واژههای که شما استفاده میکنید استفاده میکنم که یکدیگر را بفهمیم. خدا را فقط میتوان در درون جست و اثبات کرد. تمام کسانی که از خدا صحبت میکنند از نظر من دروغ گو هستند. شناخت خدا، و اینکه او چیست و یا کیست مثال این است که افرادی در تاریکی فیلی را لمس میکنند و هر کدام چیز دیگری میگوید. یکی خرطوم فیل را لمس میکند و میگوید این مار است آن یکی پایش را درختی توصیف میکند و غیره. آن افرادی که میگویند خدایی نیست چرا که من او را نمی شناسم و نمیبینم باب میل من هستند و آنها را شیطانی نمیبینم بلکه صادق و شاید تا حدی هالو میبینم چرا که داستان خدا این روزها تجارت خوبی است. ببینید یک کاری من میگویم امتحان کنید. یک لحظه در گوشه ای آرام بنشینید، تمام آن چیزهای که دوست ندارید، از موقعیتها و واقعیتهای جامعه کنونی گرفته همه و همه چیزهایی که در ذهنتان فساد است تمام چیزهای که ازش درد و زجر میکشید و آرزوی تغییر آن را دارید. اول خوب همه را به ذهن بیاورید. خوب که همه را مرور کردید، شما میخواهید اینها را تغییر دهید درست؟ حالا فرض کنید شما جامعه هستید یعنی تمام جامعه در شماست. نه اینجور قبول نیست به گوشه ای بنشینید و این کار را انجام دهید. شما جامعه هستید و کوچکترین کار شما بر جامعه تاثیر خواهد گذشت. کوچکترین کار در هر زمان. و با تغییر شما جامعه هم تغییر خواهد کرد. مسئولیت و این ذهنیت ریشهٔ اصلی هر مراقبه است. کسی که مراقبه میکند به این دلیل مراقبه میکند به اینها ایمان دارد. و مساله خود سازی به مانند کسانی که بدن سازی میکنند که زیبا تر شوند نیست. مساله پیشرفت جامعه نیست بلکه مساله یک دق دقهٔ روحی است. مساله تعالی است. تعالی فرد برابر تعالی جامعه است. مساله از خود گذشتگی و این حرفها نیست بلکه چیزی مانند تو و من وجود ندارد. فقط یه چیز هست. اتحاد. حتا اگر حسّش نمیکنیم و یا نمی بینیمش اما این چنین هست. خیلی طولانی شد اگر اجازه دهید به بقیهٔ نکاتی که اشاره کردید مانند بدن=کامپیوتر و یا ماشین که کاملا درست است و غیره فردا بعد از کار میپردازم. شب شما خوش و برای شما هم خوابهای رنگی مولتی کولور روی اسکرین بزرگ آرزو دارم. |
|
#43
|
|||
|
|||
|
نقل قول:
السلام عليكم يا برگشته گرامي، همينجوري عقب عقب رفتيد كه رسيديد به 1400 سال پيش؛ شعب ابيطالب |
|
#44
|
||||
|
||||
|
از دوستان خواهش می کنم به جوابهای سوپر نوا به سئوالات من توجه کنید. ببینید ایشان چطور از جواب دادن تفره رفته اند.
آقای محترم وقتی من می گویم پادشاهان ترویج دین کرده اند چرا جواب می دهی هیچ کس همه تاریخ را نخوانده... جواب سئوال را بده لطفا... من می گویم قبل از ادیان به اصطلاح ابراهیمی ادیان دیگری هم بوجود امدند که ادعای پیامبری از طرف خدا را نکردند بلکه معلم بودند و راه خیر و شر را به مردم آموختند. این در جواب شما که می گویی ادیان برای راهنمایی آمده اند. به عنوان مثال ایرانیان 2 کیش داشتند . زرتشت و کیش مهر.... که پیشرفت ایرانیان هم در زمان این دو کیش بود. پس بودند ادیانی که راه راست را به ما نشان دهند. و ادعای وحی از طرف خدا را نداشتند. هدف انسان بی دین از خوب بودن راحتی وجدان است. مگر ما باید حتما از چیزی بترسیم که خوب باشیم. شما یک انسان را زندان کن . او از زندانبان می ترسد و خود را خوب جلوه می دهد. ولی اگر آزاد باشد و یاد گرفته باشد که خوبی باعث آرامش می شود . کدام خوبی بهتر است.؟ در مورد اینکه گفتید آدم پیامبر اول بوده. بگویم که هر کسی می خواهد اول یا آخر باشد. من حرفم این بود که ادیان دیگر توانستند راه را به ما نشان دهند. نه آدمو 124 هزار پیامبر دیگر... کسی غیر از اینان. اوکی؟ شما چطور با اطمینان می گویید آدم وجود داشته و پیامبر بوده؟ پیامبر زن و بچه خود؟ مگر شما آن زمان آنجا بودید؟ به 4 تا پاره کاغذ که در صحرای حجاز ول شده ایمان دارید؟ در مورد آیات مسخره هم جوابم را ندادید. سفسطه گر در مورد آفریقاییان هم درست جواب ندادید. اگر خدا بود چرا باید اینان اینطور زندگی کنند. چرا نعمت برایشان نمی اورد؟ حتی مسلمان هم دارند که....... اگر همان امریکا و اروپا نبودند همین که هستند هم نبودند. پس الله شما کجاست که کمکشان کند؟ الله شما کجاست به پاکستان اسلامی کمک کند؟ الله کو؟ الله چرا آمریکاییان را از افغانستان بیرون نمی کند؟ پس کو آن همه معجزه هایی که 1400 سال پیش انجام می داد. ؟ نکنه معجزه هایش به اتمام رسیده؟ یا این هم یک امتحان است؟ هر چه می گوییم می گویید خدا امتحان می کند؟ مگر کورو کر است که نمی بیند. خدایت را با دلیل به من ثابت کن. من خدای خجالتی و با صبر و حوصله نمی خوام. خداوند عدالت ندارد. اگر این است عدالت خداوندی پس بهتر از خودکشی کند تا اینکه همه را سر کار بگذارد. |
|
#45
|
||||
|
||||
|
نقل قول:
اخوی اینقدر تند تند عقب عقب میری ، این آینه بغل هایت را هم نگاه کن یک موقع توی جوب نیفتی ! |
|
#46
|
|||||
|
|||||
|
نقل قول:
با سلام نقل قول:
بله خانم زفی . وقتی دو نفر با هم هم عقیده هستند برای هم نوشابه که باز میکند که هیچ ، رنگ آن را هم از هم میپرسند. ولی به توصیه اهل مباحثه بهتر است وقتی دو نفر با هم اختلاف دارند برای هم نوشابه باز نکنند ، چون ممکن است شیشه نوشابه را را هم در سر هم خورد کنند (لول ). در ضمن شما اولین نفری بودید که کامنت گذاشتید و تا زمانی که ما نوشابه باز کنیم مدتی گذشته بود (اگر منظورتان از موافق جناب برگشته است ). نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
درباره ادامه صحبت هایتان هم من هم میگذارم صحبت خود را کامل کنید و آنگاه جواب میدهم . |
|
#47
|
||||
|
||||
|
خدا را فقط میتوان در درون جست و اثبات کرد.
فکر میکنم که شما به هیچ وجه دوست ندارید حرف من را بفهمید. گفتگوی ما به پیش نمیرود که هیچ پس رفت هم میکند. من از دوستان مباحثه گر دورههای اسلام شناسی شما نیستم که فقط میاموزند چگونه به هیچ سؤالی جواب درست ندهند به ازای هر پرسش ده پرسش دیگر نثار شخص مقابل کنند و مدام از شاخه به شاخه دیگر پریده تا آن "مثلا کفار" گیج شود که بعد بگویند این هم قدرت خدا بود که کافران با ما چنین میشوند. نه دوست گرامی مساله این است که با شما نمیشود گفتگو کرد چونکه همیشه حق با شماست و دینتان انقدر شما را مغرور کرده که حتا به اشتباه خود آگاه نیستید. هیچ خشوعی مانند همیشه در کار نیست. شما حتا چنین ارزشهای پویی کیش خودتون رو به عنوان ایرانی مانند فرو تنی از دست داده اید. اتفاقا اسلام گرایان ۱۰۰% منطقی هستند به این دلیل "بلا نسبت شما" به ایشان "خشک مغز" میگویند چرا که مادام مغز آنها مانند ساعت کار میکند که چگونه طرف مقابل را بپیچانند و سر کار بگذارند فقط همین و بس. اما دل ایشان هیچ صفایی ندارد که ندارد. باور کنید من دوستان مانند شما زیاد داشتم و از فعالیتهای آنها آگاه بودم و هم از سردی زندگیشان. همهٔ کار ایشان با ترس بود و بر پایهٔ ترس. عبادتشان بر مبنای ترس از خدا بود که بد دردی است. دوباره برای شما توضیح میدهم. اگر کسی خیلی علاقه به شناخت خدا داره بره یک گوشه خونش دست از سر مردم بر داره و خدا رو اول در خودش پیدا کنه. هر وقت شناختش بعد بیاد واس من بگه که کیه و چیه. همه از خدا حرف میزنند اما کوچکترین بوی از شناخت آن نبردند و میخواهند به من بگویند که مساله چی هست. البته من هم نمیدانم اما لاقل کاری هم به خدا ندارم. خوب آره اثبات خدا بحث فلسفی است. حالا ما در بحث فلسفی اثبات کردیم که خدا هست اوکی؟ حالا که چی؟ بقیش چیه؟ من هم در بحث فلسفی اثبات میکنم که خدایی نیست و لزومی هم بهش نیست. شما اثبات کن که هست من هم اثبات میکنم که نیست تا ببینیم کی زودتر خسته میشه که از همین الان بهتون بگم "کفار" زودتر خسته میشن مثل من. من اینجا میشینم یه شب زحمت میکشم واسهٔ شما با این سیستم عقب افتادم جواب مینویسم. شما در جواب از چی صحبت میکنی؟ من الان دنبالهٔ گفتگوی شما را با فریماه گرفتم که خیلی خوب با شما صحبت کرد و از خود قرآن با شما دلیل آورد. هیچ جواب درستی به او ندادید. صحبت را به هر کجا که دوست دارید میبرید. مطلبی که از این طرف بیان میشود یا درک نمی کنید که بعید نیست و یا طفره میروید. اون آقای غار غار هم به همین شکل "من واقعا کلاهم را جلوی ایشان به علامت احترام بر میدارم" با ادب و اطلاعات وسیع از اسناد دین خود شما با شما صحبت میکند و رفتار شما و جوابهای شما خیلی بی ربط و بی معنی است. هر انسان که یوخته عقل داشته باشه مثل من میبینه که همگی کم میاورید. در ضمن ایشون همیشه یک تنه میاد شما چند تایئ و جوابی ندارید به جز تمسخر بی معنی. آخه غرور تا چه حد و برای چی؟ من اگر دشمنم انقدر راجب کیش من مطلع بود به دلیل اطلاعاتی که داره که واسش زحمت کشیده و خون دل خرده و به ظاهر "بیشتر از شما" به اش نهایت احترام رو میذاشتم. نیش خند و هجو گویی کمال ضعف شما را نشان میدهد. و سلام نامه تمام. |
|
#48
|
|||||||||
|
|||||||||
|
نقل قول:
نقل قول:
اتفاقا خوب است که دوستان به جواب های بنده توجه کنند چون خود خواهند یافت که جواب شما را داده ام : " در مورد سایر گفته های شما هم باید بگویم که خوب مسلم است که وقتی حکومت که رسانه و ... را در دست دارد ، از یک دین حمایت کند ، مردم به سمت آن دین میروند. کما اینکه ما میبینیم امروز هم دنیا و رسانه ها از دینی نوین (بی دینی ) حمایت میکنند و پیروان این دین هم رو به افزایش است ." نقل قول:
شما طوری با اطمینان صحبت میکنید که هر کس نداند فکر میکند شوما به قول خودتان معلمان را دیده اید و آنها هم به شما گفته اند که از جانب خدا نیامده اند . به نظر من آنچه آنها تدریس میکردند از پیامبران پیش از خودشان بوده است یا خود نیز پیامبر بوده اند . نقل قول:
در همین تعالیم زرتشت ما میدانیم که اعتقاد زرتشت به توحید یعنی خدا پرستی بوده است هر چند که امروز در بین زرتشتیان چنین نیست و شراکت در این دین وارد شده اما محققین معتقد هستند که زرتشت خود یکتا پرست بوده است . حالا زرتشت مساله خدا را از کوجایش در آورده است ؟ مسلما آنها نیز یا این تعالیم را از پیامبران یاد گرفته اند و یا خود نیز پیامبر بوده اند . آیین مهر که پیش از آن بوده به همین شکل ! نقل قول:
واقعا ؟ ببینید این گفته خودتان است : نقل قول:
مطابق با گفته خودتان شما منطقی هستید یعنی صرفا از عقل خود استفاده میکنید . وجدان یک امر فطری است که با عقل توجیه پذیر نیست . شما وقتی به فقیری کمک میکنید لذت میبرد ولی عقل شما آن احساس درونی شما را توجیه نمیکند . وجدان یک غریزه است و در هر انسانی خواه دین دار و خواه بیدین وجود دارد . پس امری فطری است .من آن را به یک نرم افزار کامپیوتر تشبیه میکنم که وقتی شما کامپیوتر را میخرید روی آن نصب شده . برخی از آن استفاده میکنند و برخی هم آن را پاک میکنند . این هم از آن مسائل جالب است که شما وقتی دوست دارید از عبارت "ما بر اساس عقل تصمیم میگیریم" استفاده میکنند و وقتی جای دیگر کم میاورند دست به دامن احساسات آدمی میشوند . احساسات را نمیتوان با عقل پاسخ داد چون برگرفته از دل و درون انسان است . اگر کسی آن نرم افزار (وجدان ) را پاک کند دیگر حتی این خوب بودن هم برای او مهم نیست . نقل قول:
مسلما توهین و بی احترامی شما به عقاید ما نشانه ضعف و سستی شما است . بنده لزومی نمیبینم که بخواهم به توهین های شما پاسخی دهم. شما هم اگر دوست دارید می توانید مثل برخی ، اینجا را به گند بکشید ولی اینها همه نشانه های ضعف شماست . اگر به موضوع تاپیک نگاه کنید نوشته شده سوالاتی از بیدینان . ننوشته ام بیدینان بیایند از ما بپرسند . نقل قول:
میبینید شما باز هم دست به دامن احساسات شده اید . دست به دامن آنچه فطرت انسان از آن میجوشد . خدا را با عقل ثابت میکنند و نه با احساسات ! بنده به شما لینکی دادم . اگر مایل و اگر واقعا اهل عقل و خرد هستید ، با فلسفه با من صحبت کنید (در مورد اثبات خدا یا رد آن ). اگر هم میخواهید دست به دامن احساسات شوید که خوب بنده باید دست به دامن دین شوم که خارج از موضوع این تاپیک است . وقتی از احساسات استفاده میکنیم خواه نا خواه ، عقل جایگاه خود را از دست میدهد. مثلا فرض کنید یک حادثه بد ببینید مثل سیل یا زلزله و میگویید خدایا چرا ؟ اکنون فرض کنید یک فرمول از جانب خدا ارسال شود که مثلا چون x +y میشود فلان مقدار و ... . آیا این جواب شما را راضی میکند ؟ نه ! شما به دنبال جواب عقلانی در این مواقع نیستید بلکه به دنبال جوابی برای پاسخ گویی به احساسات خود هستید . اثبات خدا با احساس نیست . با عقل است ! نقل قول:
میبینید ؟ اینها همه بر گرفته از احساسات ناشی از خشم و بدور از عقل و منطق و آن چیزی است که شما ادعا میکنید بر اساس آن زندگی میکنید . |
|
#49
|
||||
|
||||
|
نقل قول:
شما چی ؟ شما دوست دارید حرف های مرا بفهمید ؟ به بنده که ابتدا تهمت دروغ گو بودن زدید و من چیزی نگفتم . اکنون مرا مغرور هم میخوانید ؟ واقعا که جالب است . آیا شما گفته های خود را دیده اید ؟ بنده حد اقل برخی گفته های شما را تائید کرده ام ولی شما که سر جای خود نشسته اید و یک قدم هم از پله خود پایان نمی آیید و فقط از عنصر تکرار بهره می جویید.من نمیدانم شما چه خشمی در صحبت های من دیده اید. با شما با زبان جدی صحبت میکنم مرا متهم میکنید ، با زبان طنز با شما صحبت میکنم میگویید نشانه ضعف من است .شما مثل اینکه فردی هستید که وقتی بهشان میگویند بالای چشمانتان ابروست بهشان بر میخورد . بر خلاف تصور شما ، بنده زندگی بسیار خوبی دارم . هیچ ترسی ندارم و امیدم به خداست . عبادتم هم از سر ترس نیست . شما اگر به دنبال جواب هستید میتوانید جواب مرا در همین خصوص به خودتان دوباره بخوانید (در مورد نحوه عبادت و هدف آن ). بنده سوالات جدیدی نپرسیدم . خود شما مسائل جدید را مطرح کردید و من هم جواب دادم و برای برگرداندن صحبت به مساله اصلی مجبور بودم آن سوالات را بپرسم . به علاوه اگر به موضوع تاپیک نگاه کنید نوشته شده سوالاتی از بی دینان و نه پاسخ به سوالات بی دینان در مورد دین ما که حالا من بخواهم به خانم فریماه در مورد آنچه از قرآن آورده جواب دهم. بنده خدا را از راهش ثابت کردم. شما هم تلاش خود را بکنید تا عدم وجود آن را ثابت کنید و من را هم بی نصیب نگذارید. در ضمن سوال ۳ را هم در خصوص سفسطه شخصی بودن اعتقادات گذشته ام . اگر خواستید نگاهی بیاندازید . مساله بنده و جناب غار غار هم جدا است . ایشان در اینجا جوابی نداده بود و تمسخر را ایشان آغاز کرده بود و قضیه من و ایشان هم به این تاپیک باز نمیگردد . پس شما خودتان را قاطی این ماجرا نکنید ولی ما سر و ته مثلا اخوی هستیم. فرمودید ما جوابی به صحبت های ایشان نداده ایم . مزاح نفرمایید . شما هم میخواهید چیزی را باور کنید که دوست دارید و نه چیزی که هست. در ضمن شما به مسائل دیگران چه کار دارید .اگر راست می گویید استدلال های ناقص خود را کامل کنید. در ضمن اگر دقت کنید من تنها کسی هستم که دارم پاسخ تک تک کامنت های شما و سایر مخالفان را می دهم. پس بیخودی شلوغش نکنید. من فکر می کنم شما نمی خواهید این بحث را ادامه دهید و سعی می کنید آن را به چپ و راست ببرید. به مسائلی مثل "همین که گفتم" و مانند آن متوسل شده اید و سعی دارید از عنصر تاکید و تکرار برای رسیدن خود به مقصود استفاده کنید و جواب من را هم نمی دهید و حرفهای خودتان سبب ایجاد سوالات جدید می شود. جواب می دهید چون فکر می کنید اگر جواب ندهید نشانه ضعف است و می خواهید هر طور شده چیزی گفته باشید این در حالیست که من روی حرف های شما دو روز فکر کردم و بعد جواب دادم. به هر حال کسی شما را مجبور نکرده جواب دهید که حالا آه و ناله کنید چون من هم با همان سیستمی تایپ می کنم که شما می کنید یعنی تبدیل فینگلیش به فارسی. به هر حال حد اقل از نظر من اینکه کسی کامنت آخر را بگذارد مهم نیست چون حداقل من قصدم پیروزی نیست. قصدم این بود که بفهمم وقتی شما و هم کیشانتان می گویید ما بر اساس عقلمان پیش می رویم این واقعا به چه معناست که معنای آن را هم کاملا تا به اکنون فهمیده ام. زنده و شاد باشید |
|
#50
|
||||
|
||||
|
زوفی جان درود
این تاپیک عنوانش است سئوالی از بی دینان... ولی از آنجا که مذهبیون همیشه سئوال را با سئوال پاسخ می دهند من دیگر تحمل شنیدن اراجیف و طفره رفتن های اینان را ندارم. هر چه می گوییم 2 تا جواب آخوند پای منبری می دهد و بس. به نظر من شما هم خودت را اذیت نکن. اگر قرار بود بفهمند تا حالا فهمیده بودند. اندیشه کردن کار هر کسی نیست. هیچ وقت 2 انسان مانند هم فکر نمی کنند. ما در اطرافیان خود یکی را داریم که به دنبال احضار روح و دعا و جن و دیدن موکل است. اتفاقا مرد هم است. حالا ما هی بگوییم و او باور نکند. تا به حال یک بار هم موفق به دیدن این مزخرفات نشده ولی باورشان دارد. چون می خواهد باور کند. و چون می ترسد انکار کند. اگر قرار بود همه انسانها مثل هم فکر کنند هیچ وقت تفاوت باورها وجود نداشت و ادیان مختلف بوجود نمی آمدند و حزب های مختلف سیاسی با تفکر های کاملا مجزا شکل نمی گرفت. بدرود دوست گلم |
|
#51
|
||||
|
||||
|
نقل قول:
من که به شخصه قضاوت را به سایرین میسپارم که چه کسی اراجیف (!) گفته . شما افرادی هستید پر از ادعا و زمانی که قرار میشود ادعا های خود را ثابت کنید چون نمیتوانید ، یا میخواهید صورت مساله را پاک کنید و یا آن را عوض کنید. شما خوش باش با همان افکارت . پس خودت هم فهمیدی |
|
#52
|
||||
|
||||
|
ببین سوپر نوا هم وطن من,
چند تا نکته میگم هیچ سندی هم از هیچ جا واست نمیارم چون خودت بهتر میدونی دیگران را هم بیش از این سر کار نگذارید بالا غیرتا. ما را بی خیال برادر, خودت را در بیاب و سر کار نگذار. این دین تو با تمام ادیان دیگه جنگ داره آنها هم با دین تو. پس شما یک طرف ادیان دیگر هم طرف دیگر. حالا در دین تو شیعه هست و سنی. اینها آنها را تحمل نمیکنند آنها هم اینها را. اینهم تقسیم بندی بعدیش. حالا میگیریم مثلا جامعه شیعه. یک سری که صوفیه هستند جزو نو آوران در دین اند. آنها هم آخ. خوب حالا در شیعه ناب زنها نصف مردها هستن. حق شون نصف مردهاست. حق نفس کشیدن هم ندران و توی خونههاشون اسیر گرفته شدن. تو بگو نه اما من میگم آره. باشه؟ این هم فقط واس این هست که به تو که مردی باج بدن که به تو احساس غرور و برتری بدن که نفهمی چه بلایی به سرت داره میاد. به تو اجازه دادن بری چند تا زن بگیری که بازم باج است چرا که تو رو توی آب نمک خوابوندن اول باید بهت باج بدن و پروار و شیرت کنند بعد ازت استفاده کنن که وقتی لازم شد بندازنت جلو بری بمیری. بهت یاد دادن این زندگی هیچی نیست باید بری بمیری تا بری اونور که همه چیزی اونجاست. این دنیا رو کردن یه جهنم که منم میخوام برم اونور چونکه اینجا اصلا دیگه جاش نیست. حالا برو اون دونه درشت ها شو نو نگاه کن چقدر از این دنیا دست شسته اند. حالا اگه بری اون دونه درشت ها رو یه نیگاه کنی که از اون دنیا واسه من و تو حرف میزنن, همینجا در عیش و نوش پشت در بسته هستند. توی عمرشون کار نکردند اما پولشون از پارو بالا میره از بسکه اینجا جای پوچی است دارن خودشونو واس اونور آماده میکنن. توی عمرشون نه خودشون نه جدو ابادشون رفته جنگ اما تو رو میفرسن بری بمیری. تو هم یه مهره ای که با من توی یک کشتی نشستی و با امسال من میجنگی. چشمتو باز کن تا کی؟ تمام اموال کشور تو که باید برای جاده سازی، آموزش پرورش، آبیاری، بیمارستان سازی و هزار کوفت و زهر مار استفاده میشد رو دارن اصلحه میخرن بدن دست شما مهرهها که بیایید یه سری بخت بر گشته دیگه رو بکشید. یعنی این خدای شما این همه آدم روی این کرهٔ خاکی آفریده فقط مسلمونا کارشون درسته؟ اون هم با حذف تمام آنهایی که گفتم تا برسه به مرد شیعه یا مرد سنی. باقی همه کافر و پست یا پوفکن. برو به خودت بیا نگذار که به تو باج الکی بدن و به تو اعتماد به نفس کاذب بدن که تو بر تری چونکه تو فقط یک مهره ای, هم سر تو رو میخوان هم سر من رو جمعیت زیاد شده هم وطن من. عرصهٔ زندگی با این همه متشکلات برای شما تنگ هست چونکه شما را از جامعه انسانی جدا کردند. توی این تالار که نمادی از جامعهای است که تو درش به دنیا آمدی دو دسته هستند. آنهائی که در داخل زندگی میکنند و به دلیل دین شما زندگی ندارند و در زجر و عذاب فسادهای هم قطاران شما هستند. و دیگران که به دلایلی که بالا گفتم در مملکت مادریشان نمیتوانند زندگی کنند و دک شدند. مسلمانان به مسلمانان رحم نمیکنند شما حرف حسابت چی هست اصلا؟ از صوفی و سنی و یهودی، مسیحی، بهایی و این و آن همه در تبعید اند. حالا شما آمدی اسلام مبینت را توی سر من بزنی که از بچگی افسرده از دوری زاد گاهم هستم؟ آرزوی دیدن محلهای را دارم که درش به دنیا آمادهام و نمیتوانم یا به آن صوفی که حسینیه اش را بولدوزر انداختند و اعدام کردند یا به خانواده و دوستان آن سنی که کشتند و به نا کجا آباد تبعید کردند یا به آن مخالف سیاسی که هنوز کله اش را زیر آب نکردند یا به آن ایرانیهای که در داخل اند و تمام محفظههای وجودشان از این مزخرفات و فساد و جنایت ایشان پر است. هدف شما از این کار چیست که اینجا دین تان را تبلیغ میکنی. آیا ما از دین شما کم میکشیم که آمدی با قرانت آیات پر از خشم و نفرت و تبعیض اش توی سر همهٔ ما بکوبی؟ مگر دیگر رمقی برای ما گذاشته است؟ توی این ۳۱ سال کم کوبیدن؟ بس نیست؟ آیا فکر میکنی اینجا کسی را پیدا میکنی که یک دفعه بگوید, اه بله دل من به آیات شما روشن شد لطفا یک چماق هم به دست من بدهید تا دستورات دینیام مانند دیگر هم قطارها کامل شود؟ دیگه امروز از نعلین مانند گذشته نمیتوان صحبت کرد بلکه باید از چکمهٔ صحبت کرد, آنهم چکمهٔ آغشته به خون. خواهش میکنم با چکمه هاتان روی روح ما بیش از این رژه نروید. مملکت با تمام دارایی اش دست مسلمانان است دیگر چه میخواهید؟ جانمان به لب رسید دیگر چه میخواهید؟ هیچ کسی امنیت ندارد دیگر چه میخواهید؟ جوی خون؟ حمام خون؟ تا دل پر از ایمان شما راضی شود؟ بعد بر دل ما مهر زده اند؟ بیدار شو. این را بدانید من هم مانند شما حرف خودم را میزنم تا خوب بدانید که ما کفار از چه چیزی بی زاریم. در ضمن به هیچ وجه به خود زحمت ندهید برای جواب دادن چرا که من به هیچ وجه پاسخ شما را نخواهم خواند. بی فایدست. همه چیز مانند روز روشن است و شما هنوز معلوم نیست بر روی چه چیزی پا فشاری دارید. اگر اعتقاد دینی و قلبی دارید به خانهٔ خود باز گردید و به عمل دینی خود ادامه دهید و دست از سر ما بردارید و به زخمهای عمیق ما که دین مبین شما موجب شده است نمک نپاشید. بس است. هر وقت شما اول خود را ایرانی خواندید و با درد جامعه تان همدرد شدید و سپس مثلمان آن هم در حوزهٔ زندگی شخصی تان روی من و امسال من حساب کنید. به امید و آرزوی شفائ جامعه مان. |
|
#53
|
|||
|
|||
|
نقل قول:
السلام عليك يا supernova گرامي، به نظر من شما اراجيف ميفرماييد، خيلي هم ميگوييد. يك كتاب شعر مال اعراب جاهليت به دست گرفتيد، پر از خرافات و احكام غير انساني، يك آدم بيسواد را هم علم كرديد به عنوان پيامبر خالق ميلياردها كهكشان، يك بت ذهني مكر كننده ساختيد به اسم الله كه همه را به بندگي آن ميخوانيد، كه چي؟ از جهلشان استفاده كنيد و رو كولشان سوار شويد؟ برادرم، اخوي!بهتر نيست مثل يك انسان شريف كار كنيد؟ بهتر نيست انسانها را به آزادي و آزادگي بخوانيد به جاي بندگي و بنده صفتي؟ بهتر نيست كه در جهت گسترش انسانيت و مهرباني و محبت سخن گوييد تا رضاي بتي اهريمني، تخيلي و مكار و توجيح كتاب شعر اعراب جاهليت؟ آيا تعداد انسانهايي كه تا كنون براي خشنودي اين بت سر بريده شدند را ميشود شمرد؟ ضمنآ برادرم اخلاقتان را هم درست كنيد، سعي كنيد منصف و مؤدب باشيد؛ نقل قول:
دوستي و برادري ما در جاي خود محفوظ، زوفي مهربان كاملاً حق دارند كه اظهار نظر كنند راجع به آنچه كه ما صحبت ميكنيم و من از ايشان ممنونم براي اظهار نظرشان. همانطور كه شما در پيام قبلي خودتان را قاطي كرديد، بين sophie و fariimah |
|
#54
|
||||
|
||||
|
خانم زفی
شما باز هم به بیراهه رفتید و خواستید با کشاندن بحث به جای دیگر مساله را پاک کنید. بنده هم از ابتدا میدانستم که شما جوابی به من نمیدهید بلکه دارید صرفا جواب میدهید که احساس نکنید که کم آورده اید . برای چندمین بار میگویم. قصد من از ایجاد این تاپیک این نبود که بگویم ادیان خوب هستند . سوالاتی مطرح شد که متاسفانه نه شما و نه دیگران حاضر نشدید آن را جواب دهید حال آنکه خود را مبتنی بر عقل و منطق میدانید و بس . من صرفا با عقل و برهان صحبت کردم بدون استفاده از آیه ای از قرآن یا اشاره به یک یک دین خاص و اگر هم توضیحی دادم صرفا به خاطر این بود که شما و سایرین سعی داشتید بحث را منحرف کنید و با کشاندن قضیه به اینجا که ادیان بد هستند پس ما خوب هستیم خود را قانع کرده باشد و جواب دادن به سوالات اصلی را ماست مالی کرده باشید. شما مدام میخواهید با ذکر این موضوع که ادیان بد هستند ، ثابت کنید شما خوب هستید ولی زمانی که از شما میپرسند چرا شما بهتر هستید نمیتوانید جوابی بدهید . یعنی جواب شما این است که چون ادیان بد هستند . میبینید چگونه از جواب طفره میروید؟ من هیچ مشکلی با سایر مذاهب ندارم و دوستان خوب مسیحی دارم و حتی گاهی با هم راجع به دین هایمان صحبت میکنیم . دوستان سنی هم دارم و خلاصه بگویم که با این مسائل نمیتوانید بین ما تفرقه بیاندازید . هنوز هم میگویم اگر خواستید پاسخی به سوالات بدهید بنده منتظر هستم هر چند که اصلا در ابتدا گفته بودم که صحبت ما با بیدینان خداپرست است در حالی که شما بعدا گفتید که کافر هستید و این یعنی مرا همه آن مدت سر کار گذاشته بودید. |
|
#55
|
||||
|
||||
|
نقل قول:
سلام اخوی . گفتید من اراجیف میگویم . برادر من ، من کجا اینجا از قرآن یا اسلام صحبت کردم جز آنکه جواب دوستان را دادم .تو کجا در براهین من ایرادی دیدی و اگر دیدی بگو کجایش بود و بگو درستش چیست . پس دیدی باز هم به برادرت تهمت ناروا زدی ؟ و نیز اینکه مگر خود شما جواب دوست عزیز سفیر دوستی را که پاسخ تک تک تقلبات شما را داد ، دادید ؟ قرآن را به میل خود ترجمه میکنید ، اشعار را جایی که لازم میدانید سانسور میکنید تا بلکه به اهداف باطل خود برسید . آنقدر به خود زحمت نمیدهید که از خود چیزی بنویسید و دست به دامن کسی شده اید که خودش را دشمن ما مسلمانان میداند . یعنی دشمن ما اخوی . آیا این است طریق انسانیت که شما از آن دم میزنی ؟آیا این است نیک سرشتی که از آن صحبت میکنی که خودت هم نمیدانی چیست ؟ آیا دنیا پرستی و ماده پرستی خود را آزادی میدانی اخوی ؟آیا میدانی دنیا از واژه دنی می آید و یعنی پست تر؟ آیا تمسک خود به یک چیز پست تر را آزادی میدانی ؟آیا کینه های ۱۴۰۰ ساله خود را صداقت میدانید؟ آیا احمق جلوه دادن ایرانیان در ۱۴۰۰ سال گذشته را شرافت میدانید ؟ نه به خدا قسم که این عین ضلالت و بردگی است . |